برای ساخت نقش‌جهان خانه‌ام را می‌فروشم

 

پیمانکار نقش‌جهان: برای ساخت نقش‌جهان ماشین و خانه‌ام را می‌فروشم/ سال تحویل میهمانتان هستیم



شما پول بدهید، ما هم قول
پیمانکار نقش‌جهان: برای ساخت نقش‌جهان ماشین و خانه‌ام را می‌فروشم
سال تحویل میهمانتان هستیم
مگر پروژه نقش‌جهان اولین پروژه من است؟
خبرگزاری ایمنا: این گودال سبز و پر تناقض دیگر منفور نیست، دیگر از نوشتن پیرامونش خسته نمی‌شویم و دیگر نمی‌شود، نمی‌شود پشت‌بند مطالبمان نیست. هرچند که آستانه تحملمان بالا رفته و حالا دیگر به لطف فاجعه در ورزش عادت کرده‌ایم اما حتی اگر نخواهیم خوشبین باشیم و نگاهی به ورزشگاه بیاندازیم، تفاوت را حس می‌کنیم.

این روزها دیگر خبرهای ناگوار سابق از آن به گوش نمی‌رسد و ورزشگاه نقش‌جهان بر خلاف سابق، حاشیه کار مسئولان نیست؛ حالا امید به ساخت آن افزایش یافته و انتظارات مردم اصفهان طبق معمول از آن بالا رفته است؛ از بلیت‌فروشی و محوطه‌سازی و سقف متحرک آن گرفته تا رزرو بلیت به سبک سانتیاگو برنابئو.
در مورد این ورزشگاه اخبار ضد و نقیض بسیاری به گوش می‌رسید و گفته می‌شد مشکلات مالی باعث شده که روند ساخت آن، چیزی نباشد که مورد نظر مسئولان استان اصفهان بوده است اما در شرایطی که به نظر می‌رسید امید به ساخت آن رو به خاموشی است، تعداد پایه‌های سایه‌بان‌ها، هر روز روبه افزایش است. حالا دیگر با فشاری که مدیران اصفهان به پیمانکار وارد می‌کنند، تحولی در آن به چشم می‌خورد و ورزشگاه حداقل یک تکان جزئی خرده است.
شرکت تاقدیساز آن شرکتی نبود که استاندار اصفهان و مدیران ورزش استان برای ساخت ورزشگاه نقش‌جهان مد نظر داشتند اما قانون معاملات و مناقصات و برنده شدن این شرکت در مناقصه ساخت ورزشگاه، مدیران استان را مجبور کرد که بر خلاف میل خود از آن حمایت کنند و حالا که این شرکت تا حدودی به تعهدات خود عمل کرده، دست به نقدتر با مدیران این شرکت رفتار کنند.
با محمد حسین مهاجر، مدیرعامل این شرکت که این روزها در اصفهان به سر می‌برد و کار ساخت ورزشگاه نقش‌جهان را زیر نظر گرفته، صحبت کردیم. کسی که بدون شک این روزها یکی از سنگین‌ترین پروژه‌های خود بعد از نزدیک به ۳۵ سال فعالیت عمرانی را در دست اقدام دارد اما با این وجود تلاش می‌کند که ورزشگاه عظیمی چون نقش‌جهان را با ایستگاه‌های متروی شیراز و خوابگاه‌ها و دانشگاه‌هایی مقایسه کند که در طول مدت فعالیتش به بهره‌برداری رسانده است.
حتما می‌دانید که خیلی از مسئولان استان اصفهان از روند ساخت ورزشگاه نقش‌جهان راضی نیستند.
ببینید، این کار یک کار تیمی است و تیم باید جمع شود و اراده کند تا کار را انجام دهیم؛ ما خط اول جبهه هستیم اما باید امکانات بسیاری باشد و حمایت‌های لازم از ما صورت بگیرد تا کار ساخت ورزشگاه انجام شود و اگر تیم منسجم باشد، کار زودتر انجام می‌شود؛ استانداری حمایت می‌کند و مسئولان نیز به دنبال حمایت از ما هستند.
به خاطر نبود بودجه کار اینگونه کند پیش می‌رود؟
در مورد بحث بودجه قول‌های خوبی به ما داده‌اند و ما به امید آن قول‌ها نشسته‌ایم.
برخی می‌گویند واقعاً به امید قول‌ها "نشسته‌اید" و کاری نمی‌کنید؛ اگر به روند ساخت ورزشگاه نگاه کنیم، به نظر می‌رسد که انگار برای ساخت آن ریسک نمی‌کنید و آنقدرها که باید به این کار دل نبسته‌اید.
کار دیگری نمی‌توانیم بکنیم. ما همین الان هم به اندازه کافی ریسک کرده‌ایم. فکر می‌کنید تا کنون چقدر ریسک کرده‌ایم؟ می‌دانید ما چقدر بدهی داریم؟
می‌گفتند حدود ۹ میلیارد.
نه. ۹ میلیارد نیست اما حدود ۷،۸ میلیارد بدهی داریم. ما حدود ۳،۴ میلیارد جنس خریده‌ایم و تعهدات دیگری هم داریم. چند روز پیش هم به مسئولان گفتم که باقیمانده قرارداد ما که حدود ۴ میلیارد تومان است را بدهید؛ ما مشکلات بسیاری داشتیم و به عنوان مثال آهن آلات ما که زمان انعقاد قرارداد قرارداد هر کیلو ۱۲۰۰ تومان بوده، در حال حاضر ۲۵۰۰ تومان خریداری می‌شود که البته به قراردادهای ما رقمی نیز برای تعدیل دریافت می‌شود.
برخی پیمانکاران که در مناقصه همراه با شما شرکت کردند، می‌گفتند شاید شرکت تاقدیساز مطالعه لازم را در مورد حجم پروژه ورزشگاه نقش‌جهان قدم به این ورزشگاه گذاشته و نمی‌دانسته با چه حجمی از کار روبرو بوده است؛ انگار چشم بسته کار ساخت این ورزشگاه را قبول کردید.
ببینید، آن زمانیکه ما قدم به ورزشگاه گذاشتیم، قیمت‌ها مناسب بود و قیمت ورق هر کیلو۲۵۰۰ تومان نبود و جوابگو بود؛ ضمن اینکه همیشه زمان مناقصه فرصتی ۱۰، ۱۵ روزه دارید و با تعدادی نقشه سر و کار داریم که جزئیات آن را متوجه نمی‌شویم چون بر اساس باید به کارفرما قیمت بدهیم.
فکر نمی‌کنید اشتباه کردید؟
به هر حال دیگر وارد کار شدیم بنابراین باید به ما کمک کنند. در هیچ مناقصه‌ای بیشتر از ۱۰، ۱۵ روز برای مطالعه فرصت نیست ضمن اینکه جرئیاتی در این ورزشگاه وجود داشت و ایراداتی در آن بود که ما نزدیک به ۶ ماه بعد متوجه شدیم؛ روش اصلاح سازه به گونه‌ای دیگر بود و ما تازه بعد از ۶ ماه با مشاور صحبت کردیم و این نقایص را متوجه شدیم.
پشیمان نیستید که وارد این کار شدید؟
نه؛ من نزدیک به ۳۰ سال کار کردم و ۹۹ درصد از کارهای من عمومی بوده است؛ ۷ ایستگاه مترو ساخته‌ام و دانشگاه‌های مختلف و خوابگاه‌های دانشجویی و کارهای عظیمی داشته‌ام که این هم مثل آنهاست.
اما قبول کنید که هیچ کدام از آنها به اندازه این پروژه شما را مشهور نمی‌کند.
شاید از نظر شهرت برای ما خوب باشد اما این پروژه هرچه باشد، روی زمین است؛ زمانیکه شما داخل زمین رفتید و ۴۰ متری زمین و زیر ۴،۵ قنات کار کردید، می‌فهمید که این کارنسبت به آنها آسان‌تر است؛ ما در جاهایی کار می‌کردیم که هر لحظه امکان داشت آوار بر سرمان بریزد.
پس چرا شرکت سیمین سپاهان که در مناقصه رقیب شما بود، برای کار به شما اضافه شده؟
این شرکت خوبی بود و رقیب ما نبود. اصلا این شرکت در مناقصه شرکت نکرد.
خب آن به دلیل مشکلات قانونی بود اما مسئولان استان مایل بودند شرکت سیمین کار ساخت را بر عهده بگیرد هرچند که با قیمتی که شما داده بودید، هیچ کس نمی‌توانست با شما رقابت کند.
خب در مناقصه هر کس چیزهایی را لحاظ می‌کند، یکی چیزهایی را کمتر می‌بیند یا بیشتر می‌بیند، یکی سود بیشتری می‌گیرد و دیگری به دنبال سود کمتری است و این در کار پیمانکاران به عنوان رقیب مطرح نیست؛ کارفرما با این شرکت قرارداد محوطه این ورزشگاه را منعقد کرد که از نیازهای اساسی بود چون حتی اگر ورزشگاه آماده می‌شد و محوطه آن آماده نمی‌شد، مشکلات بسیاری برای ما ایجاد می‌شد. افراد بسیاری به محوطه می‌آیند و پارک ماشین و رفت و آمد آنها از اهمیت بسیاری برخوردار بود بنابراین با این پیمانکار برای محوطه ورزشگاه قرارداد منعقد شد.
می‌گفتند حضور این پیمانکار تحمیلی بود تا به این نحو شما را تحریک کنند.
نه. اصلا اینگونه نبود. چندین بار خواستند به ما مسائلی را تحمیل کنند اما من با صراحت به آنها گفتم که وقتی تحمیلی باشد ما چیزی را امضا نمی‌کنیم!
نکند چند ماه پیش که کار متوقف شد به خاطر بحث تحمیل و فشار مسئولان بود؟
نه. سه‌چهار ماه پیش بودجه تمام شده بود و به همین دلیل ما کار را کندتر کردیم. ببینید، شرکت توسعه بودجه‌ای به صورت سالیانه برای این ورزشگاه تدارک دیده بود که آن زمان این بودجه تمام شده بود؛ من پیش از آمدن به ورزشگاه شنیده بودم که ۳۰ میلیارد برای اینجا اختصاص داده شده اما بعد از آن فهمیدم که همه این حرف‌ها فقط شعار بوده و در قالب بودجه‌های سالیانه بودجه‌های اندکی به ورزشگاه اختصاص داده بودند چون با آن پول نمی‌شد کار کرد و حرکت‌ها آرام شد.
می‌گفتند کارگاه‌ها را تعطیل کرده بودید.
نه؛ ما هیچ وقت اجازه ندادیم که کارگاه‌ها تعطیل شود و تا کنون تعداد کارگران ما از ۷۰، ۸۰ نفر کمتر نشده است. البته آن زمان فشار قابل توجهی به من وارد شد زیرا من هزینه ۲۰، ۳۰ نفر پرسنل سربار را پرداخت می‌کردم و هزینه‌ها پرداخت می‌شد و این در حالی بود که کارگران در ورزشگاه نبودند. آقایان فشار می‌آوردند که کار را ادامه بده و حتی در بعضی جلسات عنوان می‌کردند سایر پیمانکارها حاضرند ده‌ها میلیارد هزینه کنند و بعد پولش را بگیرند. من به آنها گفتم که هر پیمانکار نهایت یک یا دو سال می‌تواند با این روند کار کند چون مطمئنا در جاهای دیگر آنقدر به آن پیمانکار کمک می‌کنید که جبران این هزینه‌ها بشود اما اگر کمک نکنید پیمانکار ورشکست خواهد کرد و اینگونه هزینه کردن اصلا منطقی نیست.
آن زمان به نظر می‌رسید که این مسائل بیشتر شعار بود بنابراین استانداری تصمیم گرفت که خودش کمک کند و زمانیکه بحث فروش آن به فولاد مبارکه مطرح شد، قرار شد فولاد مبارکه به آن کمک کند؛ به هر حال اگر پول باشد، می‌توان این را ساخت اما اگر پول نباشد، مشکلات بسیاری پیش می‌آید.
البته پیمانکاری در اندازه شما باید با پشتوانه قوی به پروژه‌ها قدم بگذارد.
درست است اما شرکت‌های خصوصی در ایران آنگونه که باید قدرتمند نیستند و مسئولان باید از آنها حمایت کنند؛ من در هر پروژه‌ای که وارد می‌شوم، روی زندگی خودم حساب می‌کنم؛ یکی دو بار پیش آمده که خانه، ماشین و سایر وسایل زندگی‌ام را فروخته‌ام و کار را به سرانجام رسانده‌ام؛ ۴ سال پیش ماشین خودم، همسرم و فرزندم را فروختم که پروژه‌ای تکمیل شود و امیدوارم که این اتفاق دیگر رخ ندهد.
شاید با این وضعیت بودجه، مجبور شوید در مورد ورزشگاه نقش‌جهان هم این کار را انجام دهید!
انشالله که این اتفاق صورت نگیرد؛ ما خیلی به شرایط خوشبین هستیم و همه پشت آن ایستاده‌ایم.
راستی چرا تعداد شیفت‌های کارگران را اضافه نمی‌کنید؟ نمی‌شود شب‌ها هم کار کرد؟
نه. شب‌ها نمی‌شود در اسکلت فلزی با ارتفاع بالا و روی جرثقیل کار کرد و از آن بالا رفت چون ممکن است اتفاقاتی رخ دهد. در تاریکی نمی‌توان ریسک کرد و ممکن است از نظر ایمنی برای کارگران خوب نباشد؛ من سال‌ها در پروژه‌های مختلف کار کرده‌ام و پروژه‌های سنگینی انجام داده‌ام اما هیچ تلفاتی نداشته‌ام و نمی‌خواهم در این پروژه تلفاتی بدهم.
در مورد ساخت ورزشگاه قولی به مردم اصفهان نمی‌دهید؟ خودتان که اصفهانی نیستید.
فرقی نمی‌کند که فرزند کجا باشم، من بچه هرجا که باشم در ابتدا ایرانی هستم و برای شهرهای مختلف کار کرده‌ام و فرقی نمی‌کند در چه شهری کار کنم.
نگفتید، قول می‌دهید؟
اگر به من کمکم کنند، قول می‌دهم.
برای چه تاریخی؟
ما بر اساس برنامه زمانبندی پیش می‌رویم که تا پایان خرداد ماه آن را تکمیل کنیم اما این مشروط به تامین منابع مالی است. اگر ما بخواهیم تا آخر خرداد آن را تکمیل کنیم و در عرض ۴ ماه باید ۱۴ میلیارد درآن هزینه کنیم بنابراین باید میزان اختصاص بودجه بیشتر شود. در حال حاضر ماهی ۲ میلیارد پرداخت می‌شود که اگر قرار باشد همه ۱۴ میلیارد تومان با این روند اختصاص یابد، این بودجه در عرض ۷ ماه مصرف می‌شود و این در حالیست که ما تنها ۴ ماه دیگر فرصت داریم. مسئولان باید هر ماه بین ۳.۵ تا ۴ میلیارد به پروژه تزریق کنند و اگر آن پول به ما تزریق شود، ما تضمین می‌دهیم که کار را به سرانجام برسانیم. اصلا عید خودم به همراه همه همکارانم در اصفهان می‌مانیم و سال تحویل را هم در ورزشگاه می‌مانیم تا کار را در ورزشگاه به پایان برسانیم. 

/ گفتگو: مسعود سعیدی/

 

/ 0 نظر / 14 بازدید